هنر برای من به معنای اشاره کردن است. این اشاره میتواند به سادگیِ نشان دادن یک منظره با انگشت باشد، یا به پیچیدگیِ ارجاع به یک مفهوم انتزاعی از طریق زبان یا دیگر رسانههای هنری.
ارتباط من با هنر صدا از دل علاقهام به هنر و موسیقی و در پی مجموعهای از تجربههای هنری شکل گرفت؛ تجربههایی که بهتدریج صدا را با کشف کردن لذت شگفتی از راه گوش کردن در تعامل با حواس دیگر، ادراک و تخیل به محور کارم تبدیل کردند. ضبط صداهای محیطی در کنار عکاسی، نخستین تلاش من برای فرم دادن به این تجربه و به اشتراک گذاشتن آن بود.
در ادامهی این مسیر، از طریق تحصیل در رشتهی هنر صدا در آلمان، و همچنین با سفر کردن و ضبط صداها برای ساختن یک آرشیو صوتی شخصی، همچنان بر کاوش تجربههای حسی تازه با محوریت گوش کردن تمرکز دارم.